سلام !

حدوداً یه ماه و نیمی هستش که مریم رفته و ما داریم اینجا زندگی 3 نفره ای رو تجربه می کنیم ! مریم خوشحاله و خیلی راضی ! و این برای همه ما خبر بی نهایت خوبیه ! مامان و بابا دیگه مث گذشته نگران نیستن و فقط به تذکرات مختصر و سفارشات گاهگاه از پشت oovoo وقتی که با مریم video chat می کنیم ، اکتفا می کنن . او داره دوره زبان رو می گذرونه و احتمال داره که برای ژانویه که یه ماه و نیم همه جا تخته اس ، بیاد ایران . و کار اصلیش از بعد از تعطیلات ژانویه در باغ گیاه شناسی چین در گوانجو ، آغاز می شه .

منم امتحان IELTS ام رو دادم ! Listening اش رو گلاب به روتون ... بعله ! ولی خوب بقیه اش خوب بود . با اینکه نمره کلیم احتمالا خوب بشه ، ولی چون نمره Listening skill ام advance نمی شه ، نمره لازم از زبان رو برای کانادا نمی آرم . این به این معنی خواهد بود که حد نصاب لب مرزی ای رو که می تونستم برای مهاجرت به دست بیارم رو به دست نمی آرم و باز هم این به معنی اینه که ... ، نمی دونم به چه معنی ای هست ولی معنی خوبی نداره قطعا ! من بی خیالم کلا ! در حال حاضر مجددا shift کردم به پروژه اصلی که یه ماه و نیم به خاطر IELTS به حالت تعلیق در اومده بود ، همون USMLE منظورمه . راستش داشتم مث بچه آدم کار خودم رو می کردمااااااااااااااااااااااااا ، هی مث شیطون رفتن تو جلدم که : " کانادا ، کانادا ، کانادا " ! بالاخره تیری در تاریکی خواهد بود . Application Form ها رو پست می کنم ، تا چه پیش آید !

دارم می رم انجمن کودکان کار ! هفته ای یه بعد از ظهر ، 4شنبه ها . برای ویزیت به اصطلاح خودشون مددجو ها . تجربه بهزیستی و شیرخوارگاه رو هم دارم . اونجا به نظرم زحمات آدم ها سخت تر به ثمر می رسه و یه جورایی مواظب آدمها هستی تا 4-5 سالگی ، بعد هم یهو ولشون میکنی ، می رن پی کارشون . هر کاری کردی می ره رو هوا . ولی تو انجمن کودکان کار به نظرم آدها می تونن تاثیرگذارتر باشن . بهتر می تونی کمک کنی . کار بیشتری از دستت بر میاد . مشکل عمده این آدمها فقره و به همین خاطر جذب کار های ساده که حرفه ای توش یاد نمی گیرن و فقط هدف امرار معاش رو داره ، می شن . ایده آل اینه که اصلا تا زیر سن دبیرستان هیچ کودکی کار نکنه . اما اگه تو توی خونه ای اطراف مولوی و دروازه غار به دنیا اومده باشی ، این کار عملی به نطر نمی آد . تو می تونی حرفه ای بهشون یاد بدی ، یاد بدی هم کار کنن و هم درس بخونن . تاثیر بذاری تا کسب درآمد از بزه ، آخرین گزینه پیش روی یه آدم باشه و سختی کار رو یه جورایی بهش ترجیح بده . مهارت های زندگی رو به دخترها و پسر ها بیاموزی ، تو درسا کمکشون کنی و ... . و من هم رفتم تا کار کوچکی انجام بدم . انرژی محیط پایین نیست ، مث حالتی که توی شیرخوارگاه بود ! و فضا صمیمیه !

همینطور دارم صبح های زود توی حیاط کوچک خونمون ، ورزش می کنم . 5 دقه نرمش ، 5 دقه دو ، 5 دقه دمبل ( می خوام وقتی لباس آستین کوتاه مخصوی اتاق عمل تنمه و دستم رو اسکراب می کنم برای عمل بعدی ، عضلات ورزیده ای داشته باشم ، از کجا معلوم ؟ شاید عمل بعدیم ، جا انداختن در رفتگی شونه مردی تنومند باشه ! و یا align کردن ساق فوتبالیستی که در حین touch down ، بازیکن defense حریف روش تکل کرده و حالا آوردنش با شکستگی دوبل باز ساق و همه جا پر خونه ! ) ، 5 دقه طناب ، دراز نشست as many as possible ! ساعت 7:30 هم درس خوندنم رو شروع می کنم ! شنبه شب ها رو هم می رم شنا و 4شنبه شب ها یه هفته در میون بعد انجمن کودکان کار ، می رم جلسه مثنوی و هفته بعدش با شهریار می ریم Hyperstar ، اون آدما رو دید میزنه ، منم مث بچه های خوب سرم پایینه ، بعدم می ریم آپاچی سعادت آباد دوبل چیز می زنیم ، بعدم می ریم رد کارمون !!!!  شایدم سری به بستنی های میوه ای منصور بزنیم ، البته شاید !!!

یه بعد از ظهرم باید برم پیش یه استاد دانشگاه ، ترجیحا اورتوپد ، برای 3 منظور :

1- recommendation letter .

2- برای اینکه یه نمه چیز میز ازش یاد بگیرم که بعدش بتونم ادعاشو بکنم !!!

3- برای اینکه اگه بشه 2-3 تا پروژه تحقیقاتی باهاش کار کنم ، برای تلئو لوی بیشتر CV !

البته هنوز آدمش رو پیدا نکردم ، با یه نفر صحبت کردم و منتظر جوابم !

اگه بتونم برای ترجمه یه کتاب هم کمک بکنم و اسمم بیاد جزو مترجمین خیلی فاز می ده ! البته باز هم به CV ام !

فعالیت های گسترده دیگه ای هم دارم که اینجا از گفتنش صرف نظر می کنم !

کلا همه چیز عالیه و من مث همیشه راضیم ! نمی دونم درس خوندن در این شرایط و در این سن و بعد از 2 سال فراغت از امتحان و کلاس ، بعد چه مدت می تونه با اعصابم بازی کنه ! اما من بدمصصب تر از این حرفام ! من باید برم امریکا و اونجا اورتوپد بشم ! باید !

و ایران عزیزم ، باور کن که تو رو فراموش نمی کنم و هر کاری که می کنم ، برای خاک تو هم هست ، برای مردمت و برای فرهنگت و برای هر آنچه که به ناروا از دست دادی و برای اینکه در به روزهای گذشته برگشتنت ، نقشی هر چند ناچیز داشته باشم !

راستی این روزها علاوه بر دروس USMLE دارم می آموزم که هیچ کس در نظر ما کامل نیست ، تا زمانی که دوستش بداریم ! فوق العاده اس ، باور کنید !



می دانی آرامبخش ترین برهه ی زمان را برایم ؟ آن زمانی که .... . بگذریم ، می ترسم دنیا حسودی کند !